کلوپ شیبا کلوپ شیبا شیبا
شیبا ورود اعضاء کلوپ شیبا چیز میز شیبا
کلوپ شیبا
تماس با شیبا
بازرگانی
 

 




شب یلدا

شب یلدا خورشید متولد مى شود. شب و تاریکى به پایان مى رسد و با تولد خورشید، روشنایى آغاز خواهد شد. زیرا از این شب به بعد، بر ساعات روز افزوده شده و رفته رفته روزها طولانى مى شوند. امشب شب وداع با تیرگى است.
دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند که در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است.
خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندکی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌کند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معکوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.



چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه
آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي
چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون
اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده



چیستان : شیر پلنگ بی دم، نه جو خورد،نه گندم. گشت زند توی باغ. دهد عسل به مردم.
زنبور عسل
آن کدام حیوان آبزی است که قسمت دوم نامش نام یک ساز است؟
خرچنگ
موجود سرد و بی جان. گیرد ولی دوصد جان. دهان تنگ و تاریک. گردن دراز و باریک.
تفنگ
آن چیست که سرش را ببری زنده میشود؟
خزنده
آن چیست که گردن دارد اما سرندارد. دست دارد اما پای ندارد؟
کوزه
همه اطاق را پر میکند اما از سوراخ کلید بیرون میرود؟
جواب دود
حیوان بسیار خطرناکی هستم که اگر برعکس اسمم را بنویسی رام میشوم؟
مار
کدام گیاه است که در باغ سبز در بازار سیاه و در آشپز خانه سرخ است ؟
چای
آن کیست که همه جا میرود ولی از خانه اش بیرون نمیرود؟
لاک پشت



آدم برفی

یه روز صبح وقتی از خواب بیدار شدم که برم مدرسه زمین از برف سفید بود مامانم اخبار و گوش کرد و به من گفت که امروز مدارس تعطیله من خیلی خوشحال شدم تا ساعت 9 صبح منتظر موندم، بعد ش رفتم دنبال سارا و مونا که بریم برف بازی .
من و مونا و سارا تصمیم گرفتیم که یه آدم برفی بزرگ درست کنیم هر کسی برای درست کردن آدم برفی یه چیزی آورد من هویج آوردم برای دماغش، مونا چند تا دکمه از مامانش گرفت برای تنش و چشماش، سارا هم یه کلاه قدیمی داشت که مال زمان بچگیش.ما همه چیز داشتیم برای درست کردن یه آدم برفی خوب .ولی نمیدونم که چرا برفی که اومده بود به هم نمی چسبید .ما هر چی سعی کردیم حتی نتونستیم یه گلوله برفی کوچیک درست کنیم.ما از این بابت خیلی ناراحت شده بودیم دیگه داشتیم تصمیم می گرفتیم که بریم خونه هامون که یه مرتبه یه عالمه برف از آسمون ریخت جلومون خیلی ترسیدیم وقتی بالا رو نگاه کردیم فهمیدیم که یه آقایی داره پشت بوم و پارو میکنه سه تایی خیلی خوشحال به هم نگاه کردیم و بلافاصله از جا پریدیم برفهایی که از پشت بوم ریخته بود رو زمین یه تپه برفی درست کرده بود که به راحتی می شد از اون تپه بزرگ یه آدم برفی بزرگ درست کرد.سه تایی مشغول درست کردن اون آدم برفی شدیم یواش یواش همه بچه های همسایه هم به کمک ما اومدن ما دیگه سه نفر نبودیم یه عالمه بچه بودیم که داشتیم یه آدم برفی درست می کردیم بعد از 1 ساعت ساخت اون آدم برفی تموم شد .فکر کنم آدم برفی کوچه ما بزرگ ترین آدم برفی محل بود بعد از تموم شدنش همه خسته شده بودیم .هر کسی که از اون جا رد می شد به آدم برفی ما یه نگاهی می کرد و به همه ما خسته نباشید می گفت و از آدم برفی مون تعریف میکرد .فکر کنم آدم برفی که ما درست کرده بودیم بزرگ ترین و قشنگ ترین و کامل ترین آدم برفی دنیا بود چون همه با هم این آدم برفی رو درست کردیم.من مطمئنم که اگه فقط من و سارا و مونا بودیم هیچ وقت آدم برفی به این خوبی نمی تونستیم درست کنیم.راستش دست آقا پارویی هم درد نکنه اگه اون نبود آدم برفی هم نبود.

   
شیبا
ارسال